همه که نباید همه وسایلشون رو قهوه‌ای بخرن!

خانه، حیاط، باغچه، آپارتمان، ویلا، بالکن، بام، پارکینگ، انباری، دفترکار، اداره، بانک و … خواه‌ناخواه با شنیدن هر کدام از این کلمات تصاویری در ذهن ما نقش می‌بندد که ناشی از تصور و احساس ما نسبت به هریک از این مکان‌‌هاست. آنچه هر روز ما را به تکرار این تصورات و ذهنیات وا می‌دارد همین عادت‌هاست. عادت به اینکه همه بانک‌ها شکل واحدی دارند، همه بام‌ها شامل خرت و پرت‌های مشابهی هستند، همه انباری‌ها لامپ 100 بی رمقی دارند که به زور نیم متری را هم نشان می‌دهند و … عادت‌هایی که سبب شده‌اند سبک زندگی درصد زیادی از جامعه کماکان بدون تغییر یا با حداقل تفاوت نسبت به دهه‌های گذشته پیش رود و اگر به مدد تکنولوژی نبود شاید هنوز هم تلویزیون‌های چوبی در دار، پایه گلدان بسیاری از خانه‌ها می‌بود. خوب یادم هست وقتی بانک‌های خصوصی نوظهور، پیشخوان‌های خود را کمی کوتاهتر کردند و به منظور تکریم و رفاه مشتری صندلی تعبیه کردند و دستگاه نوبت‌دهی نصب کردند، سایر بانک‌های دولتی قدیمی‌تر این عوامل را «هزینه بر» خواندند و با الفاظی شبیه به «سوسول بازی» خطابشان کردند! چرا؟ ساده است؛ چون ما مردمی با کمترین تغییر و کمترین تمایل نسبت به بهبود هستیم. فرهنگ مشترک ما ماندن و جاخوش کردن و تکان نخوردن و تغییر نکردن است. از نظر ما هر چیز که با سلیقه ما جور نباشد زشت، بی تناسب، بد‌‌ رنگ و در یک کلمه به درد نخور است. حال آنکه سیلقه، رنگ، ترکیب، چیدمان و عواملی از این دست هیچ قانون مشخصی ندارند. ما گرفتار قوانین و چارچوب‌های ذهنی هستیم که از بچگی در ما نهادینه شده. نه از کودکی ما، از کودکی پدران و پدران و پدرانمان! اگر به ما بود ترکیب رنگ‌های خانه، لباس، خیابان و هرجا که دستمان به آنجا می‌رسید قهوه‌ای، کرم، سفید، سیاه و یا نهایتا ترکیبی از همه اینها بود. ما متخصص محجور کردن قرمز‌ و آبی و زرد و سبزیم! رنگ‌هایی که خداوند به زیباترین شکل ممکن در طبیعت گسترانیده است!
این متن رو به همه کسانی است که همه روزه به من و همکارانم از سبک تولیداتمان ایراد می‌گیرند و گلایه دارند که چرا گل‌های درشتی روی کارها نیست و پروانه‌های طلایی در جای جای محصولاتمان نمایان نمی‌شوند. رو به همه آن‌هایی که قهوه‌ای را فقط با کرم ست می‌کنند! بازار مبل را در هر شهری قدم بزنی موج محصولات بدقواره‌ای را می‌بینی که در اشکال حیوانات عظیم‌الجثه در حال به دوش کشیدن لامپ، ساعت، آینه، ظروف پذیرایی و … هستند که طلایی و نقره‌ای شده‌اند و با اکلیل‌های رنگارنگ پوشش داده شده‌اند. فیل‌ها و طاووس‌هایی که بیش از هر چیز ما را به یاد کاخ‌های چند صد سال پیش می‌اندازند تا اینکه حس آرامش و امنیت خانه را القا نمایند. فرشته‌های کوزه به دستی که با شکل و حالتی عجیب‌تر از آناتومی آشنای ما با ابعادی بزرگتر از کودکی چهار پنج ساله با همان رنگ‌هایی که ذکر شد بین دو صندلی خودنمایی می‌کنند. موجودات گچی نامهربانی که هیچ گاه نفهمیدم بت‌های برکت آور خانه‌ها هستند یا تندیس‌های روح بخش! این بازارها و محصولات، آینه تمام نمای ملتی است که حتی برای حفظ سلامت روح و روان خود و فرزندانشان نیز ذائقه جدیدی برنمی‌گزینند و طعم جدیدی را امتحان نمی‌کنند. تمام تلاش من و همکارانم در شیکو همین بوده و هست که کالاهایی را معرفی کنیم تا ایده‌های شخصی هر کس در آن قابل ارائه باشد و به راحتی بتوان اندازه، رنگ و شکل دلخواه را به آن افزود. یقین دارم در آینده‌ای نه چندان دور بخش بیشتری از جامعه پا را از قوانین پوشالی دکوراسیون و چیدمان فراتر خواهند نهاد و ایده‌های خلاقانه خود را به واقعیت بدل خواهند نمود. وظیفه ماست؛ روشن کردن مسیری که دیگران از ورود به آن واهمه دارند! درایت ماست؛ نمایاندن ایده‌هایی که شاید هیچ‌گاه مورد تشویق میلیونی قرار نگیرند اما حس شجاعت معدودی را برانگیزاند! و این رسالت ماست؛ سبک دیگر زندگی!